حرف دلم


سلام

________________________________________________________________

سخت ترین کار در دنیا
ترمیم اعتمادیه که از دست رفته !
اعتماد به خودت ، اعتماد به نفست ، اعتماد به آینده ات ……!
________________________________________________________________

نمیدونم تو این زمونه همه میخوان دیگری رو به اسلام دعوت کنن

اما نمیدونن اسلام دعوت نمیخواد  اسلام آزاده میخواد .....

کسی رو میخواد که به بنده های خدا کمک کنه حتی در حد یه گوش کردن به  درد و دلشون

قدیما من دوست داشتم  برم سراغ کاری که با تمام افراد جامعه در ارتباط باشم

چون واقعا کمک کردن به مردم و دوست داشتم

نمیدونم چرا ؟

حتی بعضی وقتی میدونستم که اگه به این شخصی که داره صندوق صدقات رو خالی میکنه پول بدم میره تریاک میکشه

اما بهش پول میدادم ....

چون به این فکر نمیکردم که بعدش میخواد با این پول چی کار کنه به این فکر میکردم که موقعی که پولو بهش میدم آیا از من خجالت میکشه که نره دنبال این کار......

بعدش بهش میگفتم دستامو نگاه کن پینه زده  آیا تو از من کمتری که نمیری کار کنی و پول در بیاری ...

دوست نداشتم شرمندش کنم .....  چون اون هم شاید یه پدر شاید یه برادر شاید ....... یه دوست

آه ه ه ه ه .............  چی بگم .

آدما خودشون میدونن که چه نعمتی تو وجودشون دارن اما نمیخوان باور کنن .

...............................................................

دیدی اگه ۱۰ تا خودکار آبی تو کیفت باشه با یه دونه خودکار قرمز ,

وقتی خودکار آبی می خوای و دست میکنی تو کیفت , همون خودکار قرمزه میاد بالا

میدونی چرا ؟

چون همش تو فکر این بودی که نکنه خودکار قرمز و بردارم ....

....................................................

همه دوست دارن ..... همه خودشونو مسلمون ..... همه خودشونو عاشق ..... همه هستن

اما نمیدونن که نیستن .........................................

بعضی ها حتی با اومدن تو وبلاگشون خوشحال میشن ....

میدونین چرا !؟

چون میفهمن که هستن اینا کسایی هستن که فکر میکنن نیستن .....

من هم از این قشرم ... در عین این که دوست دارم بیان .... دوست دارم بدون منت بیان ... بدون این که بگم ..

اگه ازم بپرسن زندگی چه رنگیه  ؟..... بدون تردید میگم همه رنگ و هیچ رنگ ....

زندگی تو مواقع های مختلف مثل آفتاب پرس رنگ عوض میکنه..

بعضی وقتا دیدین که شب چه راحت دستشو میزاره رو گلوی روز و آروم و آروم خفه اش می کنه و به زندگی روز پایان میده و سیاهی خودش مثل یه سطلی که پر رنگ باشه و بپاشی رو بوم خودشو میپاشونه به این آسمون نحیف ....

آسمونی که اگه یه ابر بی اجازه وارد دلش بشه بخاطر اینکه میدونه میره  گریه میکنه و تموم آدما یی رو که دوست داره رو خیس میکنه ..

آسمونی که هر شب دلش برا خورشید و هر روز دلش برا ماه تنگ میشه ...

________________________________________________________________

راستی  ........دیدین !

کبوترها وقتی رو ماشین سفید کار خرابی می کنن رنگ مدفوعشون سیاهه ،

وقتی رو ماشین سیاه کار خرابی می کنند رنگ مدفوعشون سفیده !

________________________________________________________________


یک کاغذ سفید را ؛ هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمی گیرد ….

برای ماندگاری باید ؛ حرفی برای گفتن داشت





 بیـخودی خنـدیدیـم ...


بیـخودی خنـدیدیـم ...




بیخودی خندیدیم
که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم
که بگوییم زبان هم داریم

و قفس هامان را
زود زود رنگ زدیم
و نشستیم لب رود
و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری
آینه بخشیدیم
که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

ما زمان را دیدیم
خسته در ثانیه ها
باز با خود گفتیم
شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم
صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم
سهممان کم نشود

ما خدا را با خود
سر دعوا بردیم
و قسم ها خوردیم
ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم

بیخودی داد زدیم
که بگوییم توانا هستیم
بیخودی پرسیدیم
حال همدیگر را
که بگوییم محبت داریم
بیخودی ترسیدیم
از بیان غم خود
و تصور کردیم
که شهامت داریم

ما حقیقت ها را
زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای
حرفی از پول زدیم
از شما می پرسم

ما که را گول زدیم ؟!


بر گرفته از گروه پرشین استار

شهید ابراهیم هادی


شهید ابراهیم هادی




پنج ماه از شهادت ابراهیم گذشت.
هر چه مادر از ما پرسید: " چرا ابراهیم مرخصی نمی آد؟"

 با بهانه های مختلف بحث رو عوض می کردیم و می گفتیم: "الآن عملیاته، فعلاً نمی تونه بیاد تهران و... خلاصه هر روز چیزی می گفتیم."

تا اینکه یکبار دیدم مادر اومده داخل اتاق و روبروی عکس ابراهیم نشسته و اشک می ریزه. اومدم جلو و گفتم: "مادر چی شده؟"

گفت:  من بوی ابراهیم رو حس می کنم. ابراهیم الآن توی این اتاقه، همینجا و... "

وقتی گریه اش کمتر  شد گفت:  "من مطمئن هستم که ابراهیم شهید شده".

مادر ادامه داد: "ابراهیم دفعه آخر خیلی با دفعات دیگه فرق کرده بود،
هر چی بهش گفتم: بیا بریم، برات خواستگاری،
می گفت: نه مادر، من مطمئنم که بر نمی گردم. نمی خوام چشم گریانی گوشه خونه منتظر من باشه"
چند روز بعد مادر دوباره جلوی عکس ابراهیم ایستاده بود و گریه می کرد.
ما هم بالاخره مجبور شدیم به دایی بگیم به مادر حقیقت رو بگه.
آن روز حال مادر به هم خورد و ناراحتی قلبی او شدید شد و در  سی سی یو بیمارستان بستری شد.

سال های بعد وقتی مادر را به بهشت زهرا می بردیم بیشتر دوست داشت به قطعه چهل و چهار بره و به یاد ابراهیم کنار قبر شهدای گمنام بشینه، هر چند گریه برای او بد بود.

امّا عقده دلش رو اونجا باز می کرد و حرف دلش رو با شهدای گمنام می گفت.  

بر گرفته از کتاب سلام بر ابراهیم

نقاشی های خیابونی


نقاشی های خیابونی




ادامه نوشته

چگونه فردی بانفوذ، تاثیرگذار و جذاب باشیم ؟


 چگونه فردی بانفوذ، تاثیرگذار و جذاب باشیم ؟



1- کمتر حرف بزنیم :
این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم :
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم :
خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم :
یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم :
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.


ادامه نوشته