نمی دونم چی بگم...



شده یه وقتایی توی انجام کاراتون

 به جایی برسین که احساس کنین نیاز دارین یکی دستتونو بگیره ،

یا کمکتون کنه یا حتی یک راهنمایی کوچولو...

اونی که همیشه و هرلحظه و هرساعت از شبانه روز

 که بهش نیاز داشته باشی و بدادت می رسه،

 فقط و فقط خداست...

کاش اونایی که دوستشون داریم و دوستمون دارن مثل خدا بودن ،

خیلی خوب می شد، نه عالی می شد...

شایدم نه...

 چون اون موقع دیگه کسی نیازش رو به خدا احساس نمی کرد...

اون موقع به عشق خدا هم فکر نمی کرد...

"عشق واقعی خداست"

"خدا تنها عاشقی است که فقط به فکر معشوقشه...

یعنی به خودش فکر نمیکنه...!!!

همه کار واسه ما انجام میده،

ولی مار کارایی که باید واسه خودمون انجام بدیم رو به زور انجام میدیم،

وقتی مشکل داریم می ریم پیشش و معذرت خواهی می کنیم ،

 قول می دیم که دیگه اشتباهاتمون رو تکرار نمی کنیم،

ولی باز دوباره تکرارشون می کنیم...

خدا همیشه حضورش رو به ما نشون میده ،

حتی اگه بد هم نشون میده،

معنی اش اینه که نمی خواد اوضامون بدتر بشه ،

می خواد مارو نجات بده،

اما... ما بازهم نمی فهمیم...

ما بنده های خوبی واسش نیستیم

یعنی من بنده خوبی واسش نبودم...

خدایا منو ببخش که اینقدر دلت رو به درد آوردم

بازم دستمو بگیر...

باغبان...(4)




باغبان من بودم در همان نزديكي دخترم تنها بود در شب تاريكي

تو نگاهش كردي دل من مي لرزيد مشكل آن سيب نبود كه چرا دزديدي

مشكلم قلبي بود كه ز دختر چيدي

من دويدم سمت دختر تنهايم تو نگاهم كردي كه چرا مي آيم

سيب را من ديدم كه تو دادي دستش خواستم پس گيرم سيب را از دستش

غضبم از اين بد كه چرا با دزدي مي ربايي قلبي مي فروشي مزدي

سيب دندان زده انداخت به خاك چون كه او ميفهميد سيب دزديست نه پاك

مشكل از خانه نبود كه چرا سيب نداشت

مشكل از سيب نبود كه چرا دزديدي

مشكل از باغبان نيست كه چرا تند دويد

مشكل آن دختر نيست كه چرا رفت و نيامد هرگز

مشكلت خود هستي كه چرا فكر نكردي يك دم

عشق با دزدي همچو باديست كه آورده برد از دستت

دخترم را بردم كه نيافتد دستت

و تو گر گوش كني اين پندم

سالها سال اگر عشق وجودت پر شد

هرگز از عشق شكستي نخوري

وبماند يادت : "  عاشق دزد خيانت كند آخر روزي "

و اگر عشق تو را مسكين كرد عاشقي اين باشد كه تو مسكين باشي

و به معشوقه خويش دست خالي بدهي

بهتر از دستي پر كه خدا نيز از آنجا دور است

پس بدان فرزندم

شايد آن سيب همان سيبي بود مثل آدم كه به حوا دادست

و من از كودكيم تا به كنون غرق اين افكارم

كه مگر آدم نيز خانه اش سسيب نداشت !؟

پایان...

ساحل زندگی...

***

در ساحل شادیها و سختیهای زندگی 

با خداوند قدم می زدم...

به رد پای پشت سرمان که نگاه می کردم ،

در شادیها دو رد پا دیدم 

اما در سختیها یک رد پا بیشتر نبود...

... آنگاه به خداوند گفتم:

خدایا تو فقط در شادیها بامن بودی و

در سختیها بامن نبودی...

خداوند فرمود:

آن یک رد پایی که در سختیها دیدی،

رد پای من است،

که تو را بردوش خود می کشیدم...

***

معنی کنید .....

عشق را معنی کنید ......


چو عاشق مي شدم گفتم ربودم گوهر مقصود

ندانستم كه اين دريا چه موج خون فشان دارد



ادامه نوشته

زندگی


زندگی شوق رسیدن به همان فردایست

که نخواهد آمد  .....

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

زندگی را دریاب ......




شب لیله الرغائب


     در شب آرزوها برایت آرزویی دارم  :

روزگارت بر مراد

روز هایت شاد شاد

آسمانت بی غبار

سهم چشمانت بهار

قلبت از هر غصه دور

بزم عشقت پر سرور 

بخت و تقدیرت قشنگ

عمر شیرینت بلند

سر نوشتت تابناک

جسم و روحت پاک پاک

                                                                              " دعایم کنید که من بسی محتاجم ای رفیقان "

دلتنگی


کاش میشد این رو میخوندی .... !


همیشه اون چیزی که فکر میکنی ملاک زندگیت نمیشه


مثلا فکر میکنی که موقع تولدت همه بهت تبریک میگن

بعدش فکر میکنی که فقط اونا هستن که  دوستت دارن !

اما   اونی که خیلی دوستت داره برا این که راحتت بزاره و با دلنگرانی هاش نسبت به تو باعث

آزار و اذیتت نشه حتی شاید یه بار هم زنگ نزنه -

اما از دور انقد مواظبت هست که ..........

اما داره از بی توجهیت داغون میشه .

همیشه زندگی براش تلخ یا بی مزه است


دوست دارم اینو از زبون خودم بگم  ...


خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

کارم از گریه گذشت است به آن میگریم


در حالی که دو هفته قبل از تولدش بهش زنگیدی  که حتی خودش هم یادش نبوده و قبل از همه .....

اما دریغ از این که یه یادی ازت کنه

بعدش بشنوی که تو وبلاگش از همه تشکر کرده از تمام اونایی که براش پیام گذاشتن

برا غریبه ها

اما از تو یادی نکرده واقعا سوز داره


تازه میفهمم زندگی تنها چیزیه که باید خودت بسازی و منتظر معجزه نباشی

منتظر این نباشی که یه روز درست میشه

نه این حرفا برا فیلماست

باید هدف داشته باشی باید خودتو بشناسی باید برا زندگیت برا احساستت برا  آرمان هات .....

باید خودتو درک کنی .

باید راه خودتو بری همون راهی که سالها آرزوشو داشتی.

به خاطر این من از تمام لحظه ها ی قدیم گذشتم


میدونم که نخوندیش اما کاش میخوندیش  ....!