فصل عشاق...




پاییز را دوست دارم

به خاطر غریب و بی صدا آمدنش

رنگ زرد زیبا و خیره کننده اش

خش خش گوش نواز برگ هایش

 صدای نم نم باران های عاشقانه اش

پاییز را دوست دارم نه به خاطر رفتنش،

 عاشق خیس شدن زیر بارانش...

...


نمی دونم چی بگم...



شده یه وقتایی توی انجام کاراتون

 به جایی برسین که احساس کنین نیاز دارین یکی دستتونو بگیره ،

یا کمکتون کنه یا حتی یک راهنمایی کوچولو...

اونی که همیشه و هرلحظه و هرساعت از شبانه روز

 که بهش نیاز داشته باشی و بدادت می رسه،

 فقط و فقط خداست...

کاش اونایی که دوستشون داریم و دوستمون دارن مثل خدا بودن ،

خیلی خوب می شد، نه عالی می شد...

شایدم نه...

 چون اون موقع دیگه کسی نیازش رو به خدا احساس نمی کرد...

اون موقع به عشق خدا هم فکر نمی کرد...

"عشق واقعی خداست"

"خدا تنها عاشقی است که فقط به فکر معشوقشه...

یعنی به خودش فکر نمیکنه...!!!

همه کار واسه ما انجام میده،

ولی مار کارایی که باید واسه خودمون انجام بدیم رو به زور انجام میدیم،

وقتی مشکل داریم می ریم پیشش و معذرت خواهی می کنیم ،

 قول می دیم که دیگه اشتباهاتمون رو تکرار نمی کنیم،

ولی باز دوباره تکرارشون می کنیم...

خدا همیشه حضورش رو به ما نشون میده ،

حتی اگه بد هم نشون میده،

معنی اش اینه که نمی خواد اوضامون بدتر بشه ،

می خواد مارو نجات بده،

اما... ما بازهم نمی فهمیم...

ما بنده های خوبی واسش نیستیم

یعنی من بنده خوبی واسش نبودم...

خدایا منو ببخش که اینقدر دلت رو به درد آوردم

بازم دستمو بگیر...

خداجون دوستت دارم...




تنها خداست که می ماند

مگذار چیزی تو را آشفته کند

یا چیزی تو را به هراس افکند

همه چیز در گذر است

و تنها خداست که می ماند

شکیبایی و پایداری کمندی است

که هر شکاری را به دام می کشد

آن کس که خدای را دارد

دیگر به هیچ چیز نیاز نخواهد داشت

و خدا به تنهایی او را کافی است

پسرعمه زا....!!!!!!!


باغبان...(4)




باغبان من بودم در همان نزديكي دخترم تنها بود در شب تاريكي

تو نگاهش كردي دل من مي لرزيد مشكل آن سيب نبود كه چرا دزديدي

مشكلم قلبي بود كه ز دختر چيدي

من دويدم سمت دختر تنهايم تو نگاهم كردي كه چرا مي آيم

سيب را من ديدم كه تو دادي دستش خواستم پس گيرم سيب را از دستش

غضبم از اين بد كه چرا با دزدي مي ربايي قلبي مي فروشي مزدي

سيب دندان زده انداخت به خاك چون كه او ميفهميد سيب دزديست نه پاك

مشكل از خانه نبود كه چرا سيب نداشت

مشكل از سيب نبود كه چرا دزديدي

مشكل از باغبان نيست كه چرا تند دويد

مشكل آن دختر نيست كه چرا رفت و نيامد هرگز

مشكلت خود هستي كه چرا فكر نكردي يك دم

عشق با دزدي همچو باديست كه آورده برد از دستت

دخترم را بردم كه نيافتد دستت

و تو گر گوش كني اين پندم

سالها سال اگر عشق وجودت پر شد

هرگز از عشق شكستي نخوري

وبماند يادت : "  عاشق دزد خيانت كند آخر روزي "

و اگر عشق تو را مسكين كرد عاشقي اين باشد كه تو مسكين باشي

و به معشوقه خويش دست خالي بدهي

بهتر از دستي پر كه خدا نيز از آنجا دور است

پس بدان فرزندم

شايد آن سيب همان سيبي بود مثل آدم كه به حوا دادست

و من از كودكيم تا به كنون غرق اين افكارم

كه مگر آدم نيز خانه اش سسيب نداشت !؟

پایان...

داستان کوتاه...(1)


چنگیز خان مغول و شاهین پرنده

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.

آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.
بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت. ولی دیگر جریان آب خشک شده بود ...

چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند:
یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.
و بر بال دیگرش نوشتند:
هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.

نقاشی های خیابونی


نقاشی های خیابونی




ادامه نوشته

شب لیله الرغائب


     در شب آرزوها برایت آرزویی دارم  :

روزگارت بر مراد

روز هایت شاد شاد

آسمانت بی غبار

سهم چشمانت بهار

قلبت از هر غصه دور

بزم عشقت پر سرور 

بخت و تقدیرت قشنگ

عمر شیرینت بلند

سر نوشتت تابناک

جسم و روحت پاک پاک

                                                                              " دعایم کنید که من بسی محتاجم ای رفیقان "

دنیای پر رمز و راز حیوانات و پرندگان


 دنیای پر رمز و راز حیوانات و پرندگان



اگه مایل به دیدن بقیه ی عکس ها هستی .....ادامه مطلب  رو کلیک کن !

ادامه نوشته

 آیا میدانستید  ؟ !

 

آیا میدانستید ؟ !



دانستنی هایی جالب از کشورهای جهان




آیا میدانستید که جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟

آیا میدانستید که ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟

آیا میدانستید که بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰ میلیون یا ۱۰ ٪ روزنامه جهان ؟

آیا میدانستید که 1300 كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟

آیا میدانستید که ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟

آیا میدانستید که وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است ؟

آیا میدانستید که سریعترین قطار دنیا ۵۸۱ کیلومتر سرعت دارد که این نوع قطارها در ژاپن وجود دارند ؟

آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است که ۵۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیا میدانستید که کشور تایوان از نظر موقعیت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد ؟

آیا میدانستید که سالانه ۸۶ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد ؟

ادامه نوشته

نقاشی هایی از طبیعت زیبا، اثر "Thomas Kinkade"

 

نقاشی هایی از طبیعت زیبا، اثر "Thomas Kinkade"


توماس كین‌كید اهل کالیفرنیای آمریکا از هنرمندان مشهور غرب است. شیوه كین‌كید، در ایجاد هنر مردمی، موفقیت آمیز بوده و منجر به ایجاد یكی از بزرگترین قلمروهای تجاری و مالی در تاریخ هنر شده است.

از ویژگی های اصلی نقاشی توماس كین‌كید به تصویر کشیدن نماهای نورانی و سرشار از رنگ های برجسته است. او بیشتر سبک امپرسیونیستی را الگو قرار داده و سوژه های رومانتیک او از مناظری مانند باغ ها، جویبار ها، کلبه های سنگی، خیابان های شهر و ... الهام گرفته است که به عقیده او نشاط و شادی در زندگی را می توان از طریق تصاویر فرح بخش به دیگران انتقال داد.






ادامه مطلب منتظرتونه .....


ادامه نوشته

مهندسی واقعی


Real Engineering by an insect

مهندسی واقعی توسط یک حشره


برش در امتداد خط مستقیم


Leaving the end part to hang the house
قسمت آخر برای تعلیق خانه بُرش نمی خورد




 بیا ادامه مطلب که خیلی جالب تره .....
ادامه نوشته

آغاز نشاکاری برنج در استان گیلان


آغاز نشاکاری برنج در استان گیلان





ادامه مطلب آماده است !!!!!!


ادامه نوشته

نقاشی های دیدنی و زیبا از "Bob Ross"


 نقاشی های دیدنی و زیبا از "Bob Ross"



باب نورمن راس را کمتر کسی است که نشناسد. او با شخصیت شکیبا و فروتن خود بعنوان آفریننده و اجراگر برنامه تلویزیونی"لذت نقاشی" که دوازده سال ادامه داشت معروف شد و مارک تجاری باب راس را برای کتابهای خود و وسایل هنری با موفقیت ایجاد کرد. وی زاده اورلاندو فلوریدا در امریکا بود. وی پس از ده سال کار در نیروی هوایی امریکا، به کار جنبی خود که نقاشی تجاری بود پرداخت و سبک عامه پسند موفقی را ارائه کرد که نقاشی رنگ خیس روی خیس بود. ناقدان سبک وی، به عدم توجه به جزییات، عدم توسعه و پیشرفت سبک و تخیلی بودن آن ایراد میگیرند.

هر چند که باب در سن ۵۲ سالگی در گذشت اما می توان تصور کرد که او با همان موهایی که مانند برگهای یک درخت بر سر او سایه انداخته، آرام و با همان صدای آرام، به فرشتگان تعلیم نقاشی می دهد! و بسیاری از نقاشان آماتور ایرانی به روح او به پاس خدماتش درود می فرستند.




اگه مایل به دیدن بقیه عکسا هستی ادامه مطلب منتظر شماست "//

ادامه نوشته