شهید آوینی :

زمانه ی عجیبی است برخی امام گذشته را عاشقند نه امام حاضر را  ؛

میدانی چرا ؟

امام گذشته را هر گونه که بخواهند تفسیر میکنند ، اما امام حاضر را باید فرمان برند .

و کوفیان اینگونه عاشورا را رقم زدند


یکی از خاطرات  شهید باکری :


باران خیلی تند می آمد.

به من گفت « من می روم بیرون»  گفتم « توی این هوا کجا می خوای بری؟» جواب نداد.

اصرار کردم   ،   بالاخره گفت « می خوای بدونی؟ پاشو تو هم بیا. »

با لندروز شهرداری راه افتادیم توی شهر.

نزدیکی های فرودگاه یک حلبی آباد بود ، رفتیم آنجا.

توی کوچه پس کوچه هایش پر از آب و گل و شل ، آب وسط کوچه صاف می رفت توی یکی از خانه ها.

در خانه را که زد، پیرمردی آمد دم در.

ما راکه دید، شروع کرد به بد و بی راه گفتن به شهردار.

می گفت « آخه این چه شهرداریه که ما داریم؟ نمی آد یه سری به مون بزنه ، ببینه چی می کشیم.»

آقا مهدی بهش گفت «خیلی خب پدرجان ، اشکال نداره ، شما یه بیل به ما بده ، درستش می کنیم؟»

پیرمرد گفت « برید بابا شماهام! بیلم کجا بود.»

از یکی از هم سایه ها بیل گرفتیم ،  تا نزدیکی های اذان صبح توی کوچه ، راه آب می کندیم.